![]() |
![]() |
|
| دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود....تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود |
|
اینجانب که نوازنده دوره گرد باشم قهرمانی مقتدرانه پرسپولیس ، سالار فوتبال ایران را ، به کلیه پرسپولیسی های عالیقدر تبریک عرض نموده و رتبه 13 ، 14 (چندوم شدن ؟!! ) را به تمامی استقلالی های پلید تسلیت میگویم !... خطاب به استقلالی های ملعون : - تیمَ مو ، تیمَ مو تیم َ مو تیمم ، این بوود تیمممممممت ؟.... *** توو تیمت ! - ما که رفتیم آسیا....*** لق آبیآ !!!! - ایران سِل ، تآلیآ .... *** تو*** آبیآ !!!! خطاب به پرسپولیسی های عزیز : -افشین امپراتور ! - پرسپولیس زلزله ، همینه ، همینه .... -....رووبروو آماده باش....... پرسپولیس چی کارش کرده ؟......سوراخ سوراخش کرده!!! ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- لازم به ذکر است اشعاری که حاوی کلمات قبیحه میباشند و توسط سردبیر با علامت * سانسور شده است ، تماما ً توسط استقلالی های خبیث ، با آن چشمای چپ کور شده شآن ، سروده شده و صرفا ً در نقل قول بالا ، کلمه "آبیآ " جایگزین " لنگیآ " شده است ، البته ناگفته پیداست که پرسپولیسی ها همه مودب بوده و هرچه فحش و فضیحت است کار استقلالی های خدانشناس میباشد ! --------------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 19:22 توسط نوازنده |
|
|
1- اینجانب که نوازنده دوره گرد باشم در خاک پاک آریا بسر برده و به تسهیل امور مختلفه مشغولم. 2- متاسفانه به محض ورود اینجانب به وطن ، L/C نامیمون مربوطه ، گشایش شده و شرایط ، جهت ارسال اقلام مصنوعه در بلاد کفر هندوستان به میهن ، محقق گردید ، لذا ، مطابق مصرع شریفۀ "برو کار میکن مگو چیست کار" ، هر چه سریعتر اسباب بازگشت ، جهاز کرده و پس از جلسات متعدد با انواع صاحب منسبان هندی مقیم مرکز، از قبیل دربان و منشی و بایگان و کارچآق کن و قنسول ، روادیدی اخذ کرده و در اسرع وقت ترک وطن خواهم نمود. 3- از تمامی عزیزانی که که به علت ذیق وقت ، از فیض مصاحبت با اینجانب بی بهره مانده اند پوزش طلبیده و دیدار را به سفر بعد حواله مینمایم . 4- به ضرس قاطع عرض میکنم ، هیچ نقطه ای از کره خاکی ، میدان ونک نمیشود ! که هیچ وقت جامعه رجال را ناامید و بی بهره نمیگذارد و انواع *** های ( کلمۀ سه حرفی بر وزن نون- مترجم) مدیریتی ، کارگری-کارمندی ، دانشجویی ،مجلسی ، هیئتی و متفرقه در آن مکان تردد داشته و باعث انبساط خاطر عابران و عام و خاص میباشند. 5- ضایعه بزرگ منع کشیدن سیگار در Coffee Shop ها را به تمامی ملت عزیز ، مومنان و مومنات ، نزدیکان و خویشان ، دوستانی که از راههای دور و نزدیک قبول زحمت تشریف فرمایی کرده اند ، واحد نودال ، امپکس و ... تسلیت عرض مینمایم. 6- به " ابو کیان " : اینجانب از این تریبون هرگونه غصب حق الناس و صرف آن در کبابی "حاج محسن" با عناصر معلوم الحال ( در سنه های گذشته ) ، را تکذیب و اعلام میدارم که جنابعالی به جرم نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان دوستداران اینجانب ، مورد پیگرد قرار خواهید گرفت. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 20:0 توسط نوازنده |
|
|
ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم ! ملت شهید پرور....توجه فرمایید....بازگشت پیروزمندانه و ظفرنمون اینجانب ، نوازنده دوره گرد ، به میهن اسلامی را ، خدمت شما و کلیه دوستان تبریک و شادباش عرض مینمایم ! اینجانب ، در بازگشتی غرور آفرین به مدت 2 هفته در مملکت اسلامی بسر برده و مجددا ً روانه بلاد کفر خواهم شد و با این حرکت مشت محکمی بر دهان یاوه گویان شرق و غرب استکبار و جهانی ، بویژه انگلیس و آمریکا و مزدوران فریب خورده ایشان خواهم کوبید! بدیهی است با توجه به میزان بی انتهای کار جهت تسهیل و رسیدگی ، اینجانب خیلی امکان به فیض رساندن و نوشتن مطالب برای شما را نخواهم داشت...در صورت حضور در ایران خوشحال میشوم دیداری تازه کنیم و بهره ای هم به شما برسانیم. و من االه توفیق |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 11:7 توسط نوازنده |
|
|
سال اول دبیرستان معلمی داشتیم برای درس فارسی ، از خانواده معروف ساری اصلانی در کرمانشاه بود...فشار زندگی و عقب ماندگی مالی فرهنگیان ، بعد از انقلاب ، کمی خل وضعش کرده بود ! ... ولی آنقدر بود که امروز من به یاد می آورمش...من که نام همکلاسی های دانشگاهم را از یاد برده ام....من که حافظه دراز مدت ضعیفی دارم....روزی تعریف کرد که چگونه عاشق ادبیات و شعر فارسی شده است...میگفت با یک شعر....ترکیب بندی از وحشی بافقی.....گفت معلمی داشته اند که شعری برای ایشان خوانده است و همان شعر او را عاشق کرده است.....راست میگفت.....شعر را برایمان خواند و من مسحور آن شدم.......رفتم و یافتمش و تا امروز صدها بار با خودم زمزمه اش کرده ام....امروز نمیدانم چرا به یاد این شعر و معلم خل وضع ادبیات 14 سالگی افتادم....بخوانید....زیبانیست؟ ........ دوستان، شرح پریشانی من گوش کنید.... داستان غم پنهانی من گوش کنید..... قصه ی بی سر و سامانی من ، گوش کنید..... گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید.... شرح این آتش جانسوز نگفتن ، تا کی؟ سوختم، سوختم این راز نهفتن ، تا کی؟ روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم ...... ساکن کوی بتِ عربده جویی بودیم .... عقل و دین باخته ، دیوانه ی رویی بودیم ...... بسته ی سلسله ی ، سلسله مویی بودیم.... کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود یک گرفتار از این جمله که هستند ، نبود نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت ...... سنبل پر شکنش ، هیچ گرفتار نداشت.... اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت ...... یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت.... اول آن کس که خریدار شدش ، من بودم باعث گرمی بازار شدش ، من بودم عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او ...... داد رسوایی من ، شهرت زیبایی او.... بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او ...... شهر پر گشت ، ز غوغای تماشایی او.... این زمان عاشق سر گشته فراوان دارد کِی سَر برگ من بی سر و سامان دارد؟ چاره اینست و ندارم به از این رآی دگر ...... که دهم جای دگر ، دل ، به دلآرآی دگر... چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر ...... بر کف پای دگر ، بوسه زنم ، جای دگر.... بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود من بر این هستم و البته چنین خواهد بود پیش او یار نو و یار کهن ، هر دو یکی است ...... حرمت مدعی و حرمت من ، هر دو یکی است.... قول زاغ و غزل مرغ چمن ، هر دو یکیست ...... نغمه ی بلبل و غوغای زغن ، هر دو یکیست.... این ندانسته که قدر همه یکسان نبود زاغ را مرتبه ی ، مرغ خوش الحان نبود چون چنین است پی کار دگر باشم، به ...... چند روزی پی دلدار دگر باشم ، به.... عندلیب گل رخسار دگر باشم به ...... مرغ خوش نغمه ی گلزار دگر باشم ، به.... نو گلی کو که شوم بلبل دستان سازش سازم از تازه جوانان ، چمنِ ممتازش آن که بر جانم از او ، دم به دم آزاری هست ...... میتوان یافت که بر دل زِ منش ، باری هست.... از من و بندگی من اگرش عاری هست ...... بفروشد ، که به هرگوشه خریداری هست.... به وفاداری من نیست در این شهر کسی بنده ای همچو مرا ، هست خریدار بسی مدتی در ره عشق تو دویدیم، بس است ...... راه صد بادیه ی درد بریدیم، بس است.... قدم از راه طلب باز کشیدیدم، بس است ...... اول و آخر این مرحله دیدیم، بس است.... بعد از این ما و سر کوی دلآرآی دگر با غزالی به غزل خوانی و غوغای دگر تو مپندار که مهر از دل محزون نرود ...... آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود.... وین محبت به صد افسانه و افسون نرود ...... چه گمان غلط است این ؟ برود، چون نرود.... چند کس از تو و یاران تو آزرده شود دوزخ از سردی این طایفه افسرده شود ای پسر چند به کام دگرانت بینم ...... سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم.... مایه ی عیش مدام دگرانت بینم ...... ساقی مجلس عام دگرانت بینم.... تو چه دانی که شدی یار چه بیباکی چند چه هوسها که ندارند هوسناکی چند یار این طایفه ی خانه بر انداز مباش ...... از تو حیف است، به این طایفه دمساز مباش.... میشوی شهره، به این فرقه هم آواز مباش ...... غافل از لعب حریفان دغل باز ، مباش.... به که مشغول به این شغل نسازی خود را این نه کاری است، مبادا که ببازی خود را در کمین تو بسی عیب شماران هستند ...... سینه پر درد زتو ، کینه گذاران هستند.... داغ بر سینه زتو ، سینه فکاران هستند ...... غرض اینست که در قصد تو یاران هستند.... باش مردانه که ناگاه قفایی نخوری واقف کشتی خود باش که پایی نخوری گرچه از خاطر وحشی هوس روی تو رفت ...... وز دلش ، آرزوی قامت دلجوی تو رفت.... شد دل آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت ...... با دل پر گله از ، ناخوشی خوی تو رفت..... حاش لله که وفای تو فراموش کند سخن مصلحت آمیز کسان ، گوش کند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 18:11 توسط نوازنده |
|
|
مطالب ذیل دیده های اینجانب است....بدون هیچ بزرگنمایی و اغراق ...همسلوولی معاویه بگردم در جهنم ، اگر موارد زیر دروغ باشند: - 95% خلایق (من جمله : آدمی و سگ و گاو و ریکشا و پرینتر HP و لنت ترمز و ...) گیاه خوار هستند. - آن 5% بقیه هم میگویند: I also take non-Veg. ، یعنی دو روز در هفته حق دارند بخورند....اگر بخورند... - دسته ای به نام " جِین " (بر وزن حسین که ح نداشته باشد – مترجم) بیشتر گیاه خوار هستند !!!....به این شکل که هر آنچه زیر زمین رشد کند را نیز نخواهند خورد !!!...دلیل این است که باکتری و موجودات زنده ذره بینی زیر زمین با این محصولات ممزوج و در آن دخیلند!!!!!!....به عنوان مثال حتی ماست هم نمیخورند چون ناشی از تخمیر و محصول عمل موجودات زنده ، باکتری های محترم ، میباشد!!!! - سکسی ترین زنان دنیا در این دیارند !!!!....به این سوی چراغ !!!....ایشان از حفظ ، خوش هیکل و سکسی هستند ، پاهای بسیار بلند و کمر باریک ، سینه های برجسته و باسن بغایت مناسب دارند...حالا اگر زیبارو نیز باشند و ورزشی هم بوَرزَند ، که شِکر اندر شِکر اندر شِکر است !....البته که اظهر من الشمس است که تمامی زیبا رویان جهان در برابر عیال اینجانب پشه ای بیش نیستند !.........در فرصت بعدی نتایج تحقیقات و دیده های خویش در این زمینه را در مطلبی مستقل به جامعه رجال ارائه خواهم کرد. - زشت ترین مردان دنیا را دارند...معلوم نیست از این همه بچه با همچین مادران دلربایی ، چرا یک پسر به ننه مربوطه نمیرود!..تنها تعدادی پسر خوشتیپ هستند که آنها هم مهماندار هواپیما هستند !....نتیجه اینکه مردان این دیار یا مهماندار هواپیما هستند یا از زیر بته عمل آمده اند!! - در McDonalds همبرگر نمیفروشند !!!!! - هَپَل ترین مردم دنیا هستند...یعنی کثیفی در وجود ایشان نهادینه است و زندگی مسالمت آمیز با انواع میکرب و باکتری و ویرووس و جرثومه و نکبت دارند!..و تقریبا ً میکرب جماعت از ایشان فراریند که نکند مریض شوند!!!..این مسئله در فقیر و غنی ، شدت و ضعف دارد ولی صفر نیست ، به نحوی که مثلا گدای کنار خیابان بچه 3 ساله اش را لخت مادر زاد در کثافت و لجن ول میکند تا بازی کند و همسایه میلیونر و خارج زندگی کرده اینجانب وقتی پستانک از دهان بچه به روی موزاییک خاکی میافتد به همان شکل و بدون شستن ، شیئ مذکور را مجدداً در دهان بچه میچپاند! دیده های اینجانب بسیار است و این مطلب مسلسل .در فرصت های بعدی باز هم شما را مستفیض خواهم کرد... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 17:7 توسط نوازنده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من چراغم را در آمد رفتن همسایه ام افروختم..در یک شب تاریک...وشب سرد زمستان بود....رفت و گم شد او از من زین جاده باریک......و هنوزم قصه در یاد است ...وین سخن آویزه لب.....که میافروزد،که میسوزد،چه کسی این قصه را در دل می اندوزد........
نیما |
| پیوندهای روزانه |
|
تا نیمه راه هیچستان آتریسا سر هرمس مارانا پسر آریایی سیبیل طلا نگاه بی حجاب فضول باشی علاءالدین آنچه میگذرد -آقا مانی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|